نوروز 92
آرژین مامان اینم از اولین عید نوروزی که با ما بودی . عید که چی بگم برای من که شباهت زیادی به عید نداشت. قبل عید تصمیم گرفتیم بریم مسافرت ولی بعد بابایی رو راضی کردم نریم . به خاطر تو چون می ترسیدم خستگی راه و عوض کردن آب و هوا بهت نسازه و خدای نکرده مریض بشی واسه همین سفرمونو کنسل کردیم و یه هفته رفتیم اشنویه که اییییییییییی بد نبود بعدش برگشتیم خونه بمیرم برات خیلی مریض شدی تب و بیماری و خلاصه اصلا حالت خوب نبود چند روزی همینطوری گذشت البته منم با تو مریض شدم و منم مثل تو تب و لرز و ... خلاصه بعد چند روز خدا رو شکر هر دومون بهتر شدیم . دو از خاله ها خاله نازی و خاله حلیمه اومدن خونمون این مدت خیلی بهت خوش...
نویسنده :
مامانی
2:54



